dich

/dɪtʃ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): ditchedpast participle (مفعولی): ditched-ing (حال): ditching3rd (سوم): ditches

فعل — رها کردن

رها کردنکنار گذاشتن

(غیررسمی) ترک کردن یا خلاص شدن از دست کسی یا چیزی.

(informal) To abandon or get rid of someone or something.

«او دیروز ماشین قدیمی‌اش را رها کرد.»

He ditched his old car yesterday.

«او تصمیم گرفت برنامه‌هایش را کنار بگذارد.»

She decided to dich her plans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ditchرها کردن

غیررسمی. مترادف رایج؛ به ویژه در گفتار غیررسمی قابل تعویض است.

Informal. Commonly used synonym; interchangeable especially in casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000