differential

dif·fer·en·tial/ˌdɪf.əˈren.ʃəl/
differto be unlike-entialrelating to
1adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more differentialsuperlative (عالی): most differential

صفت — تمایزی

تمایزیتفکیکی

مربوط به تفاوت یا نشان دادن تفاوت بین چیزها.

Relating to or showing a difference between things.

«بر اساس سن، رفتار متفاوتی وجود دارد.»

There is a differential treatment based on age.

«تشخیص تمایزی به شناسایی بیماری‌ها کمک می‌کند.»

The differential diagnosis helps to identify diseases.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distinctمتمایز

رایج. تأکید بر تفاوت‌های واضح؛ تا حدی قابل تعویض است.

Common. Emphasizes clear differences; partially interchangeable.

متضادها
2noun (اسم)technicalplural (جمع): differentials

اسم — دیفرانسیل

دیفرانسیل

مکانیسمی در خودروها که اجازه می‌دهد چرخ‌ها با سرعت‌های متفاوت به‌ویژه هنگام پیچیدن بچرخند.

A mechanism in vehicles that allows wheels to rotate at different speeds, especially when turning.

«دیفرانسیل خودرو کنترل را در پیچ‌ها بهتر می‌کند.»

The car's differential improves handling in curves.

«دیفرانسیل خراب باعث سایش نابرابر لاستیک‌ها می‌شود.»

A faulty differential can cause uneven tire wear.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000