dinky

din·ky/ˈdɪŋki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): dinkiersuperlative (عالی): dinkiest

صفت — کوچک

کوچکناچیزکم‌اهمیت

کوچک و ناچیز یا کم‌اهمیت و بی‌ارزش به نظر رسیدن.

Small and insignificant or unimpressive.

«آنها در یک آپارتمان کوچک و ناچیز زندگی می‌کردند.»

They lived in a dinky little apartment.

«آن ماشین در مقایسه با ماشین من خیلی کوچک است.»

That's a dinky car compared to mine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tinyریز

روزمره؛ معمولاً هنگام توصیف اندازه قابل تعویض است.

Everyday; generally interchangeable when describing size.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000