dipstick
dip·stick/ˈdɪpstɪk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): dipsticks
اسم — میله اندازهگیری روغن
میله اندازهگیری روغن
ابزاری برای اندازهگیری سطح مایعات، معمولاً روغن موتور
A tool to measure fluid levels, often oil in engines
«با میله اندازهگیری روغن موتور را چک کن.»
“Check the engine oil with the dipstick.”
«میله اندازهگیری کثیف بود و باید تمیز میشد.»
“The dipstick was dirty and needed cleaning.”
2noun (اسم)informalplural (جمع): dipsticks
اسم — نادان
ناداناحمق
اصطلاح غیررسمی برای فرد نادان یا احمق
Informal term for a foolish or stupid person
«اینقدر احمق نباش!»
“Don’t be such a dipstick!”
«او تمام روز مثل یک نادان رفتار کرد.»
“He acted like a dipstick all day.”