در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری برای اندازهگیری سطح مایعات، معمولاً روغن موتور
A tool to measure fluid levels, often oil in engines
«با میله اندازهگیری روغن موتور را چک کن.»
“Check the engine oil with the dipstick.”
«میله اندازهگیری کثیف بود و باید تمیز میشد.»
“The dipstick was dirty and needed cleaning.”
اصطلاح غیررسمی برای فرد نادان یا احمق
Informal term for a foolish or stupid person
«اینقدر احمق نباش!»
“Don’t be such a dipstick!”
«او تمام روز مثل یک نادان رفتار کرد.»
“He acted like a dipstick all day.”
غیررسمی و توهینآمیز؛ نسبت به dipstick شدیدتر است.
Informal and offensive. More severe insult than dipstick.
غیررسمی؛ معنای نزدیک و در مکالمات معمول به جای dipstick به کار میرود.
Informal; very close in meaning, often interchangeable in casual speech.