disowned

dis·owned/dɪsˈoʊnd/
dis-negationownto possess
verb (فعل)formalpast (گذشته): disownedpast participle (مفعولی): disowned-ing (حال): disowning3rd (سوم): disowns

فعل — رد کردن

رد کردنانکار ارتباط

رد کردن هرگونه ارتباط یا مسئولیت نسبت به کسی، معمولاً عضو خانواده.

To reject any connection or responsibility for someone, usually a family member.

«بعد از رسوایی، والدینش او را طرد کردند.»

He was disowned by his parents after the scandal.

«خانواده پسر سرکش را انکار کردند.»

The family disowned the rebellious son.

تفاوت با واژه‌های مشابه
renounceرد کردن

رسمی است و معمولا برای ترک حقوق یا روابط به کار می‌رود.

Formal. Often used for giving up rights or relations formally.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000