dispirit

dis·pir·it/dɪsˈpɪrɪt/
dis-negation / reversalspiritenergy, enthusiasm
verb (فعل)formalpast (گذشته): dispiritedpast participle (مفعولی): dispirited-ing (حال): dispiriting3rd (سوم): dispirits

فعل — دلسرد کردن

دلسرد کردنناامید کردن

کسی را ناامید یا دلسرد کردن و روحیه او را کاهش دادن.

To make someone feel less hopeful or enthusiastic; to demoralize.

«خبر بد کل تیم را دلسرد کرد.»

The bad news dispirited the whole team.

«انتقاد بدون حمایت می‌تواند تازه‌وارد را دلسرد کند.»

Criticism without support can dispirit a newcomer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
demoralizeدلسرد کردن

رسمی. در مورد کاهش روحیه قابل جایگزینی است، مثلاً «نیروهای دلسرد شده». در مکالمه‌های روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable with 'dispirit' when referring to loss of morale, e.g. 'demoralized troops'. Less common in casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000