dissimulate

dis·sim·u·late/dɪˈsɪmjəˌleɪt/
dis-negation, notsimulateto imitate, pretend
verb (فعل)formalpast (گذشته): dissimulatedpast participle (مفعولی): dissimulated-ing (حال): dissimulating3rd (سوم): dissimulates

فعل — پنهان کردن

پنهان کردنوانمود کردن

پنهان کردن یا وانمود کردن احساسات یا افکار واقعی.

To hide or disguise one's true feelings or thoughts.

«او سعی کرد ناامیدی‌اش را پنهان کند.»

He tried to dissimulate his disappointment.

«او با لبخند خشمش را وانمود کرد.»

She dissimulated anger with a smile.

تفاوت با واژه‌های مشابه
concealمخفی کردن

رایج. به معنی پنهان کردن چیزی است ولی الزاماً به صورت وانمود کردن نیست، اما dissimulate وانمود کردن را نیز شامل می‌شود.

Common. Means to hide something but not necessarily with pretense, while dissimulate implies pretending.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000