distraction

/dɪˈstrækʃən/
dis-apart, awaytractdraw, pull-ionact or process
noun (اسم)commonplural (جمع): distractions

اسم — حواس‌پرتی

حواس‌پرتیمزاحمت

چیزی که مانع تمرکز کامل فرد روی موضوع دیگری می‌شود.

Something that prevents someone from giving full attention to something else.

«صدا معمولاً در کلاس‌ها باعث حواس‌پرتی می‌شود.»

Noise is a common distraction in classrooms.

«او تمام حواس‌پرتی‌ها را برای مطالعه مسدود کرد.»

She blocked out all distractions to study.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disturbanceاختلال

رایج. چیزی که تمرکز یا فعالیت را مختل می‌کند.

Common. Something that interrupts concentration or activity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000