dodges

dodg·es/dɒdʒɪz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): dodgedpast participle (مفعولی): dodged-ing (حال): dodging3rd (سوم): dodges

فعل — جاخالی دادن

جاخالی دادندوری کردن

سریع حرکت کردن برای دوری از چیزی یا کسی.

Moves quickly to avoid something or someone.

«او در طول بازی از توپ جاخالی می‌دهد.»

He dodges the ball during the game.

«او از پاسخ دادن به سوالات درباره برنامه‌هایش دوری می‌کند.»

She dodges questions about her plans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
evadesفرار کردن

رایج. معنای مشابه هنگام فعالانه دوری کردن.

Common. Similar meaning when avoiding something actively.

2noun (اسم)commonplural (جمع): dodges

اسم — طعنه

طعنهکلکحقه

حقه‌ای هوشمندانه یا نادرست برای اجتناب از چیزی.

A clever or dishonest trick to avoid something.

«آن کلک مالیاتی غیرقانونی است.»

That tax dodge is illegal.

«او از یک حقه برای فرار از پرداخت جریمه استفاده کرد.»

He used a dodge to avoid paying the fine.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000