dozy

doz·y/ˈdəʊzi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): doziersuperlative (عالی): doziest

صفت — خواب‌آلود

خواب‌آلودکسلسرحال نبودن

خواب‌آلود یا کسالت‌زده؛ تمایل به بی‌توجهی یا کندی واکنش.

Sleepy or drowsy; tending to be inattentive or slow to respond.

«بعد از پرواز طولانی خواب‌آلود بود.»

She felt dozy after the long flight.

«دارو کمی او را خواب‌آلود کرد.»

The medicine made him a bit dozy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drowsyخواب‌آلود

رایج. تقریباً جایگزین dozy در زمینه‌های غیررسمی به معنی خواب‌آلود.

Common. Almost interchangeable in casual contexts meaning sleepy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000