dungy

dun·gy/ˈdʌŋɡi/
dunganimal feces-ycharacterized by / full of
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): dungiersuperlative (عالی): dungiest

صفت — کثیف

کثیفبوی کثیف داشتن

پوشیده از کود حیوانی یا شبیه آن؛ کثیف یا دارای بوی نامطبوع.

Covered with or resembling dung; dirty or smelly.

«انبار پر از کاه کثیف و بوی بد بود.»

The barn was full of dungy straw and smelled bad.

«لباس‌هایش بعد از کار در مزرعه کثیف شده بودند.»

His clothes were dungy after working in the field.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dirtyکثیف

کلمه رایج برای توصیف کثیفی؛ 'dungy' بیشتر به کثیفی مرتبط با کود یا بو اشاره دارد.

Common word describing uncleanliness; 'dungy' specifically implies dirtiness related to dung or smell.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000