emancipation

e·man·ci·pa·tion/ɪˌmæn.sɪˈpeɪ.ʃən/
e-outmancipto take possession-ationact or process
noun (اسم)formal

اسم — رهایی

رهاییآزادیمقطوع‌العبودیت

عمل رهایی دادن کسی از محدودیت یا ستم، به خصوص بردگی.

The act of freeing someone from restriction or oppression, especially slavery.

«رهایی بردگان یک رویداد تاریخی بود.»

The emancipation of slaves was a historic event.

«او برای آزادی زنان مبارزه می‌کرد.»

She fought for the emancipation of women.

تفاوت با واژه‌های مشابه
liberationآزادسازی

رسمی. معمولاً در زمینه‌های سیاسی یا اجتماعی برای آزادی از ظلم استفاده می‌شود.

Formal. Often used in political or social contexts to express freedom from oppression.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000