verb (فعل)commonpast (گذشته): emotedpast participle (مفعولی): emoted-ing (حال): emoting3rd (سوم): emotes
فعل — احساس خود را بروز دادن
احساس خود را بروز دادننمایش دادن احساس
ابراز احساسات به صورت نمایشی، بهویژه در اجرا یا سخنرانی.
To express emotion dramatically, especially in performance or speech.
«او در نقش خود روی صحنه احساسات را شدیداً به نمایش میگذارد.»
“She emotes strongly in her role on stage.”
«بازیگران باید یاد بگیرند چگونه احساسات را به صورت قانعکننده نمایش دهند.»
“Actors must learn how to emote convincingly.”
تفاوت با واژههای مشابه
express— ابراز کردن
رایج. اصطلاح عمومی برای نشان دادن احساسات؛ 'emote' نمایشگونهتر است.
Common. General term for showing feelings; 'emote' is more theatrical or exaggerated.
act— بازی کردن
به معنای اجرای احساسات است، به خصوص توسط بازیگران، مشابه 'emote'.
Refers to performing emotions deliberately, especially by actors; similar context to 'emote'.