در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که بر دانش مبتنی بر تجربه و مشاهده بیشتر از نظریه تأکید دارد
Someone who supports knowledge through experience and observation rather than theory
«فلاسفه تجربی بر مشاهده تاکید دارند.»
“Empiricist philosophers emphasize observation.”
«او در علم یک تجربیگرا است.»
“She is an empiricist in science.”
رایج. کسی که ایدهها را با آزمایش تست میکند.
Common. Someone who tests ideas by experiment.