encircling

en·cir·cling/ɪnˈsɜːrklɪŋ/
en-to surround or cause to becirclea round shape
adjective (صفت)common

صفت — محاصره‌کننده

محاصره‌کنندهحلقه‌زننده

دور چیزی را گرفتن یا به شکل حلقه‌ای در اطراف آن قرار داشتن

Surrounding or forming a ring around something

«دیوارهای محاصره‌کننده قلعه را محافظت می‌کردند.»

The encircling walls protected the castle.

«شعله‌های حلقه‌زننده اطراف ساختمان را گرفتند.»

Encircling flames surrounded the building.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surroundingمحاط‌کننده

رایج. در زمینه اشیاء یا محیط فیزیکی قابل جایگزینی است. وقتی تأکید بر اطراف بودن است استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable in contexts related to physical environment or objects. Used when emphasizing proximity all around something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000