adjective (صفت)formal
صفت — سنگین شده
سنگین شدهمحاصره شده
با چیزی سنگین یا مانع شده بودن
Burdened or hindered by something
«او با چمدانهای سنگین آسیب دیده بود.»
“He was encumbered by heavy luggage.”
«پروژه با تأخیرها معوق شد.»
“The project became encumbered with delays.”
تفاوت با واژههای مشابه
burdened— آزرده
رایج. معنی مشابهی برای تحت فشار بودن دارد.
Common. Similar meaning expressing being weighed down.