endeavoured

en·deav·oured/ɪnˈdɛvəd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): endeavouredpast participle (مفعولی): endeavoured-ing (حال): endeavouring3rd (سوم): endeavours

فعل — تلاش کرد

تلاش کردکوشید

زمان گذشتهٔ فعل «کوشیدن» به‌معنای تلاش جدی برای انجام کاری.

Past tense of 'endeavour' meaning to try hard to do or achieve something.

«او تلاش کرد پروژه را به موقع تمام کند.»

She endeavoured to finish the project on time.

«آنها کوشیدند مهارت‌های خود را بهبود دهند.»

They endeavoured to improve their skills.

تفاوت با واژه‌های مشابه
triedتلاش کرد

رایج. معنای مشابه؛ در بسیاری از زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning; interchangeable in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000