ennobling

en·nob·ling/ɪˈnɒblɪŋ/
en-to cause to benoblehaving high moral qualities
adjective (صفت)formal

صفت — شرافتمندانه

شرافتمندانهمکرم

موجب شرافت یا ارزشمندی شدن کسی یا چیزی

Making someone or something noble or dignified

«رفتارهای او باعث شرافت بودند.»

Her actions were ennobling.

«یک تجربه شرافتمندانه دیدگاه او را تغییر داد.»

An ennobling experience changed his outlook.

تفاوت با واژه‌های مشابه
upliftingبالا برنده

رایج. وقتی چیزی روحیه یا جایگاه را بالا می‌برد.

Common. Used when something raises spirits or status, e.g., 'An uplifting speech.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000