در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گرفتار یا درهم پیچیده شده در چیزی سخت برای فرار
Caught or tangled in something difficult to escape
«او در شبکهای از دروغها گرفتار شده بود.»
“He was enmeshed in a web of lies.”
«ماهی در تور گرفتار شد.»
“The fish became enmeshed in the net.”
رایج. به معنای گرفتار یا درگیر شدن است، معنی مشابه دارد.
Common. Means to be involved or caught up, similar in meaning.