envious

en·vi·ous/ˈɛnviəs/
en-cause to bevydesire-ousfull of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): enviousersuperlative (عالی): enviousest

صفت — حسود

حسوداغنازده

احساس یا نشان دادن حسادت نسبت به دارایی‌ها یا ویژگی‌های دیگران.

Feeling or showing jealousy toward someone else's possessions or qualities.

«او از موفقیت دوستش حسادت کرد.»

She was envious of her friend's success.

«حسادت نکن؛ برای اهداف خود سخت تلاش کن.»

Don't be envious; work hard for your goals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jealousحسود

معمول. اغلب با envious قابل تعویض است ولی در زمینه‌های عشقی معمولا حس محافظت دارد.

Common. Often used interchangeably with envious but can imply protectiveness in romantic context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000