epiphany

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

e·piph·a·ny/ɪˈpɪfəni/
noun (اسم)formalplural (جمع): epiphanies

اسم — آشکار شدن ناگهانی

آشکار شدن ناگهانیکشف ناگهانی

درک و فهم ناگهانی و روشن در مورد معنای چیزی.

A sudden realization or insight into the meaning of something.

«او در مورد مسیر شغلش ناگهان به درکی رسید.»

She had an epiphany about her career path.

«این ایده به صورت ناگهانی به ذهنش خطور کرد.»

The idea came to him in an epiphany.

تفاوت با واژه‌های مشابه
realizationدرک

رایج. به فهمیدن واضح چیزی اشاره دارد؛ مشابه است ولی epiphany معمولاً ناگهانی یا مهم‌تر است.

Common. Means understanding something clearly; similar but 'epiphany' often implies suddenness or importance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000