escapes

es·capes/ɪˈskeɪps/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): escapedpast participle (مفعولی): escaped-ing (حال): escaping3rd (سوم): escapes

فعل — فرار کردن

فرار کردنگریز زدن

رهایی یافتن از محدودیت یا کنترل.

To break free from confinement or control.

«زندانبان در رویاهایش هر شب فرار می‌کند.»

The prisoner escapes every night in his dreams.

«دود از دودکش بیرون می‌رود.»

Smoke escapes from the chimney.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fleeفرار کردن

رایج. وقتی به سرعت ترک کردن موقعیت خطرناک باشد، قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when emphasizing quick getting away from danger.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — فرار

فرارگریز

عمل یا رویداد فرار کردن.

The act or instance of escaping.

«فرار او با دقت برنامه‌ریزی شده بود.»

His escape was planned carefully.

«فرار در نیمه‌شب اتفاق افتاد.»

The escape happened at midnight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
breakoutفرار

رایج. به‌ویژه برای فرارهای سازمان‌یافته کاربرد دارد.

Common. Used especially for organized escapes, often from prison.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000