evenly

even·ly/ˈiːvnli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): evenposition (جایگاه): end

قید — به طور مساوی

به طور مساوییکنواختبه طور متعادل

به صورت یکنواخت، مساوی یا متعادل

In a smooth, equal, or balanced manner

«قسمت‌ها به طور مساوی تقسیم شدند.»

The segments were evenly divided.

«او کیک را به طور مساوی بین کودکان تقسیم کرد.»

She distributed the cake evenly among the children.

تفاوت با واژه‌های مشابه
uniformlyیکنواخت

رسمی. به معنای پخش یا انجام یکنواخت است، معادل evenly.

Formal. Means consistently or evenly spread or done, interchangeable with evenly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000