uniformly

u·ni·form·ly/ˈjuːnɪfɔːrmli/
uniformconsistent, unchanging-lyadverbial suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): uniformposition (جایگاه): end

قید — یکنواخت

یکنواختبه طور مساویهمگون

به شکلی که یکنواخت، مساوی یا یکسان در همه بخش‌ها باشد.

In a way that is consistent, even, or the same in all parts.

«رنگ به طور یکنواخت روی دیوار زده شد.»

The paint was applied uniformly across the wall.

«دانش‌آموزان به طور یکنواخت ارزیابی شدند تا عدالت رعایت شود.»

Students were evaluated uniformly to ensure fairness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
evenlyبه طور مساوی

متداول است. در بسیاری از موقعیت‌ها برای توزیع مساوی جایگزین می‌شود.

Common. Interchangeable in many contexts indicating equal distribution.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000