everymen

ev·ery·men/ˈɛvrimen/
everyeach, allmenplural of man
noun (اسم)commonplural (جمع): everymen

اسم — مردم عادی

مردم عادیآدم‌های معمولی

افراد عادی که به عنوان یک گروه در نظر گرفته می‌شوند و نماینده شخص عادی هستند.

Ordinary people considered as a group, representing the common person.

«سیاستمدار قول داد به مردم عادی خدمت کند نه فقط ثروتمندان.»

The politician promised to serve everymen, not just the rich.

«کتاب درباره مبارزات آدم‌های معمولی صحبت می‌کند.»

The book speaks to the struggles of everymen.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000