evidential

e·vid·en·tial/ˌɛvɪˈdɛnʃəl/
evi(d)see, show-entialrelating to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more evidentialsuperlative (عالی): most evidential

صفت — شواهدی

شواهدیدال بر

مربوط به یا به عنوان مدرک؛ نشان‌دهنده اثبات یا نشانه چیزی.

Related to or serving as evidence; showing proof or indication of something.

«او دلایل مستدل برای ادعاهای خود ارائه داد.»

She provided evidential support for her claims.

«داده‌های شواهدی در تحقیقات علمی حیاتی است.»

Evidential data is crucial in scientific research.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indicativeنشانه‌ای

رسمی. نشان‌دهنده مدرک یا نشانه، تا حدی قابل جایگزینی با evidential.

Formal. Showing evidence or indication, partially interchangeable with evidential.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000