execrate

ex·e·crate/ˈɛksəˌkreɪt/
ex-outecrcurse-ateverb suffix
verb (فعل)formalpast (گذشته): execratedpast participle (مفعولی): execrated-ing (حال): execrating3rd (سوم): execrates

فعل — تنفر داشتن

تنفر داشتنناسزا گفتن

نفرت شدید داشتن یا ابراز کردن؛ نفرین کردن قوی.

To feel or express great loathing for; curse strongly.

«آنها از مقامات فاسد متنفر بودند.»

They execrated the corrupt officials.

«او به طور آشکار بی‌عدالتی را نفرین کرد.»

He openly execrated injustice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
detestمتنفر بودن

متداول. نفرت یا بدبینی شدید.

Common. Strong dislike or hatred.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000