experiences

ex·pe·ri·ences/ɪkˈspɪriənsɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): experiences

اسم — تجربیات

تجربیاتدورنماها

دانش یا ارتباط عملی که از انجام یا گذراندن چیزی به دست می‌آید.

Knowledge or practical contact gained from doing or living through something.

«سفر کردن تجربه‌های جدید زیادی فراهم می‌کند.»

Traveling provides many new experiences.

«تجربه کاری او چشمگیر است.»

Her work experience is impressive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
knowledgeدانش

عمومی. اطلاعاتی که از تجربه یا آموزش به دست آمده.

General. Information gained through experience or education.

practiceکار عملی

اشاره به انجام مکرر کاری برای کسب مهارت.

Refers to repeated action or doing something to gain skill.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000