extraordinary
ex·traor·di·nary/ɪkˈstrɔːrdɪnəri/
extra-outside / beyondordinarynormal / common
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more extraordinarysuperlative (عالی): most extraordinary
صفت — فوقالعاده
فوقالعادهغیرعادیاستثناییشگفتانگیز
فراتر از حد معمول، غیرعادی، یا قابل توجه؛ بسیار خاص و برجسته.
Beyond what is usual, regular, or customary; highly unusual or remarkable.
«تیم به یک پیروزی فوقالعاده دست یافت.»
“The team achieved an extraordinary victory.”
«آن یک نمایش استثنایی از استعداد بود.»
“It was an extraordinary display of talent.”
تفاوت با واژههای مشابه
remarkable— قابل توجه / چشمگیر / برجسته (در معنای شایان ذکر بودن یک کیفیت یا رویداد غیرعادی و خوب). در این بافت مترادف extraordinary است، در بافت دیگر ممکن است تفاوت داشته باشد، اما در این بافت میتوانند جای یکدیگر به کار بروند. زمانی که چیزی شایسته یادآوری و توجه است از آن استفاده میشود. ممکن است اشاره به یک کیفیت یا ویژگی برجسته، موفقیت، یا یک رخداد غیرمعمول و قابل ذکر باشد، و اغلب حاکی از احساس تحسین یا تعجب است، اما از extraordinary کمی رسمیتر است و کمتر برای بیان حس تعجب شدید به کار میرود. مثلاً «a remarkable feat of engineering» به معنای «یک شاهکار مهندسی چشمگیر» است. «a remarkable person» به معنای «یک شخص برجسته» است. اما «an extraordinary person» هم به معنای «یک شخص فوقالعاده» است. در مقایسه با extraordinary، remarkable بیشتر بر «شایسته یادآوری بودن» و «جلب توجه کردن» تمرکز دارد، در حالی که extraordinary بیشتر بر «خارج از حد معمول بودن» و «ویژه بودن» تاکید میکند. یک رویداد هم میتواند remarkable باشد و هم extraordinary. در کل در بسیاری از موارد میتوانند با هم جایگزین شوند، اما extraordinary شدت بیشتری از غیرمعمول بودن را میرساند و حس تعجب بیشتری را منتقل میکند. از هر دو میتوان برای تعریف رویدادها، افراد، دستاوردها، و صفات استفاده کرد، اما extraordinary میتواند در بافتهای منفیتر هم به کار رود (مثل «extraordinary pain» یا «a truly extraordinary mess») در حالی که remarkable بیشتر بار مثبت دارد. اگرچه هر دو معمولا در بافتهای مثبت یا خنثی به کار میروند، اما remarkable کمتر از extraordinary در بافتهای منفی استفاده میشود. در نتیجه، remarkable بیشتر بر «برجسته و شایان توجه بودن» تاکید دارد و extraordinary بر «فراتر از حد معمول و انتظار بودن». در نهایت، هر دو واژه میتوانند جایگزین یکدیگر شوند، اما در کاربرد روزمره extraordinary برای بیان شدت و تاکید بیشتر به کار میرود و از نظر معنایی کمی قویتر است. بنابراین، در زمینه ویژگیهای مثبت، میتوانند جایگزین هم شوند، اما در زمینه غیرمعمول بودن صرف، extraordinary قویتر است. این نکته به دانشآموزان کمک میکند تا کاربرد صحیح را تشخیص دهند.
unusual— غیرمعمول / نادر / غیرعادی (در معنای یک چیز غیر عادی، عجیب، غیر متداول). این کلمه به سادگی به معنای «غیر رایج» یا «چیزی که معمولاً اتفاق نمیافتد» است، بدون اینکه لزوماً اشارهای به خوب یا بد بودن آن داشته باشد. درجه شدت آن کمتر از extraordinary است، به همین دلیل در بافتهای روزمره بیشتر به کار میرود تا extraordinary. میتوان از آن در مورد رویدادها، رفتارها، یا اشیاء استفاده کرد. به عنوان مثال، «It's unusual for him to be late.» به معنای «غیرمعمول است که او دیر کند.» است. «She has an unusual hobby.» به معنای «او سرگرمی غیرمعمولی دارد.» است. برخلاف extraordinary که ممکن است اشاره به عظمت، مهارت یا ویژگیهای فوقالعاده داشته باشد، unusual صرفاً به «فرق داشتن با بقیه» اشاره میکند. بنابراین، نمیتواند جایگزین extraordinary در بافتهایی مانند «extraordinary talent» شود، زیرا unusual در اینجا معنای «عجیب و غریب» را میدهد و نه «فوقالعاده». در نتیجه، unusual به سادگی به معنای «غیرمتداول» است و فاقد بار معنایی مثبت یا منفی قوی است، در حالی که extraordinary معمولاً بار معنایی قویتری (اغلب مثبت) دارد و به «فراتر از معمول بودن» اشاره میکند. در بیشتر موارد، اگر بخواهیم بگوییم چیزی «فقط متفاوت است» از unusual استفاده میکنیم، اما اگر بخواهیم بگوییم «بسیار ویژه و فراتر از انتظار است» از extraordinary استفاده میکنیم.
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more extraordinarysuperlative (عالی): most extraordinary
صفت — بسیار عالی
بسیار عالیبینظیرشگرفمحیرالعقول
بسیار زیاد، قابل توجه، یا استثنایی از نظر درجه یا مقدار؛ اغلب به کیفیتی مثبت یا ستودنی اشاره دارد.
Used to emphasize a quality, usually a positive one, to a very great extent; exceptional.
«او در مواجهه با خطر شجاعت فوقالعادهای نشان داد.»
“He showed extraordinary courage in the face of danger.”
«کنسرت از کیفیت بینظیری برخوردار بود.»
“The concert was of extraordinary quality.”
تفاوت با واژههای مشابه
exceptional— استثنایی / عالی / برجسته (در معنای بسیار بهتر از حد معمول یا عالی). این کلمه به معنای «استثنایی» یا «بسیار خوب» است و اغلب در مورد تواناییها، عملکردها یا ویژگیهای مثبت به کار میرود. درجه شدت آن تقریباً برابر با extraordinary در این بافت است. معمولاً زمانی از exceptional استفاده میشود که چیزی از نظر کیفیت یا استاندارد، بسیار فراتر از حد متوسط باشد و خود را از بقیه متمایز کند. به عنوان مثال، «She is an exceptional student.» به معنای «او یک دانشآموز استثنایی است.» است. «The service was exceptional.» به معنای «خدمات عالی بود.» است. میتواند در بسیاری از موارد جایگزین extraordinary شود، مانند «exceptional courage» به جای «extraordinary courage». اما exceptional بیشتر بر «برتری کیفی» تاکید دارد، در حالی که extraordinary بیشتر بر «غیرمعمول بودن» یا «فراوان بودن» (در بافتهای کمیتی) تاکید میکند. در نتیجه، اگر منظور از extraordinary، «کیفیت بسیار بالا و برتر» باشد، exceptional یک مترادف عالی است و میتوانند جایگزین یکدیگر شوند.
outstanding— برجسته / فوقالعاده / ممتاز (در معنای متمایز و برتر از بقیه). این کلمه به معنای «بسیار خوب»، «برجسته» یا «ممتاز» است و اغلب برای توصیف عملکرد، کیفیت یا تواناییهایی به کار میرود که از حد متوسط فراتر رفته و توجه را جلب میکنند. درجه شدت آن بالاست و در بسیاری از موارد میتواند جایگزین extraordinary شود. از آن میتوان در مورد افراد، دستاوردها، یا کالاها استفاده کرد. به عنوان مثال، «He gave an outstanding performance.» به معنای «او یک اجرای برجسته داشت.» است. «Her academic record is outstanding.» به معنای «سوابق تحصیلی او ممتاز است.» است. Outstanding بیشتر بر «برجسته و متمایز بودن» تاکید دارد و از لحاظ معنایی نزدیک به exceptional است. هر دو معمولاً برای اشاره به برتری و کیفیت بالا استفاده میشوند و اغلب میتوانند به جای extraordinary در بافتهایی که به معنای «بسیار عالی» است، به کار روند. با این حال، outstanding بیشتر برای توصیف «عملکرد» یا «نتایج» برجسته به کار میرود، در حالی که extraordinary میتواند برای توصیف یک «صفت» یا «ویژگی» به طور کلیتر نیز استفاده شود.