factoring
اسم — تجزیه عوامل
فرایند تجزیه یک عبارت ریاضی به بخشهای سادهتر (عوامل).
The process of breaking down a mathematical expression into simpler parts (factors).
«فاکتورگیری به حل معادلات درجه دو کمک میکند.»
“Factoring helps solve quadratic equations.”
«او در حال مطالعه تجزیه چندجملهایها است.»
“He is studying factoring polynomials.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ریاضی. به تجزیه عبارات یا ماتریسها اشاره دارد؛ مشابه اما عمومیتر از factoring.
Formal/mathematical. Specifically refers to breaking down expressions or matrices; similar but more general than factoring.
اسم — فاکتورینگ مالی
روشی در تجارت که شامل خرید حسابهای دریافتنی با تخفیف است.
The business practice of buying accounts receivable at a discount.
«شرکت از فاکتورینگ برای بهبود جریان نقدینگی استفاده میکند.»
“The company uses factoring to improve cash flow.”
«فاکتورینگ ریسک بدهیهای بدون وصول را کاهش میدهد.»
“Factoring reduces the risk of bad debts.”