fainted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/feɪnt/
verb (فعل)common

فعل — از هوش رفتن

از هوش رفتنغش کردن

به طور موقت و کوتاه‌مدت از هوش رفتن به دلیل کمبود اکسیژن در مغز.

To lose consciousness briefly, usually because of a temporary lack of oxygen to the brain.

«او به خاطر گرمازدگی از هوش رفت.»

She fainted from heat exhaustion.

«او در طول مراسم طولانی غش کرد.»

He fainted during the long ceremony.

تفاوت با واژه‌های مشابه
black outهوش از دست دادن

غیررسمی. معنایی نزدیک دارد ولی می‌تواند به از دست دادن حافظه هم اشاره کند.

Informal. Similar meaning but slightly broader; can also mean losing memory. For a brief loss of consciousness, it can replace 'faint'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000