falsified

fal·si·fied/ˈfɔːl·sɪ·faɪd/
falsenot true / incorrect-ifyto make or become-edpast tense / past participle
verb (فعل)formal

فعل — جعلی کردن

جعلی کردندستکاری کردنجعلی سازی

تغییر دادن اطلاعات یا مدارک به صورت غیرصادقانه برای فریب دادن دیگران.

To change information or documents dishonestly to deceive people.

«او مدارک مالی را جعلی کرد تا ضررها را پنهان کند.»

He falsified the financial records to hide the losses.

«گزارش برای بهتر نشان دادن شرکت دستکاری شده بود.»

The report was falsified to make the company look better.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forgeجعل کردن

رسمی. در زمینه‌های قانونی و رسمی برای جعل اسناد یا امضا به کار می‌رود؛ در این موارد قابل جایگزینی است ولی برای دروغ‌های معمولی نیست.

Formal. Very common in legal and official contexts to mean illegally copy or alter documents or signatures; interchangeable in those contexts but not for general lies.

fabricateساختن / جعل کردن

رسمی/علمی. برای ساختن اطلاعات یا داستان‌های دروغ به کار می‌رود؛ در مورد داده‌های نادرست قابل جایگزینی با falsify است.

Formal/academic. Used for inventing false information or stories; interchangeable with falsify when referring to false data or evidence.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000