fancies

fan·cies/ˈfæn.siːz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): fanciedpast participle (مفعولی): fancied-ing (حال): fancying3rd (سوم): fancies

فعل — دوست داشتن

دوست داشتنعلاقه داشتن

داشتن علاقه یا تمایل نسبت به چیزی یا کسی.

To feel a liking or desire for something or someone.

«او به او علاقه دارد اما خیلی خجالتی است که بگوید.»

He fancies her but is too shy to say.

«دوست داری امشب بیرون بروی؟»

Do you fancy going out tonight?

تفاوت با واژه‌های مشابه
likeدوست داشتن

رایج و غیررسمی. در موقعیت‌های معمول بریتانیایی می‌تواند به جای fancy بیاید ولی کمتر جنبه عاشقانه دارد.

Common and informal. Can generally replace 'fancy' in British English casual contexts but less about romantic interest.

desireمیل داشتن

رسمی. قوی‌تر از fancy و در موقعیت‌های جدی کاربرد دارد.

Formal. Stronger than 'fancy', used in serious or intense contexts.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — هوس‌ها

هوس‌هاتصورات

تصورات یا هوس‌ها و میل‌های زودگذر.

Imaginings, whims, or brief desires.

«او هوس‌های زیادی برای سفر به دور دنیا دارد.»

She has many fancies about traveling the world.

«هوسش سریع از موسیقی به نقاشی تغییر کرد.»

His fancy shifted quickly from music to painting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whimsهوس‌ها

غیررسمی. اشاره به تمایلات ناگهانی و گذرا دارد.

Informal. Refers to sudden desires or moods, often fleeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000