fasthold

fast·hold/ˈfæstˌhoʊld/
fastfirm, secureholdgrip or grasp
noun (اسم)formalplural (جمع): fastholds

اسم — چنگ محکم

چنگ محکمنگهداری قوی

گرفتن محکم یا چفت و بست ایمن بر چیزی.

A firm grip or secure hold on something.

«او چنگ محکمی به طناب داشت.»

He maintained a fasthold on the rope.

«نگهداری قوی از سقوط جلوگیری می‌کند.»

A strong fasthold prevents falling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gripچنگال

رایج. عمل یا حالت گرفتن محکم.

Common. The act or condition of holding tightly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000