faux

/foʊ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more fauxsuperlative (عالی): most faux

صفت — مصنوعی

مصنوعیتقلبیغیر واقعی

ساخته شده به تقلید از چیزی دیگر؛ مصنوعی یا تقلبی.

Made in imitation of something else; artificial or fake.

«او کتی از خز مصنوعی پوشیده بود.»

She wore a jacket made of faux fur.

«میز با گل‌های مصنوعی تزیین شده بود.»

The table was decorated with faux flowers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fakeقلابی

روزمره. رایج‌ترین و مستقیم‌ترین مترادف برای چیزی که اصل نیست. 'Faux' اغلب به تقلید نسبتاً متقاعدکننده اشاره دارد، به خصوص در مورد مواد، در حالی که 'fake' می‌تواند به طور گسترده‌تر برای هر تقلبی استفاده شود. 'او یک کیف مارک قلابی خرید.'

Everyday. The most common and direct synonym for something that is not genuine. 'Faux' often implies a somewhat convincing imitation, especially in materials, while 'fake' can be used more broadly for any counterfeit. 'He bought a fake designer bag.'

artificialمصنوعی

روزمره. به چیزی اشاره دارد که توسط انسان ساخته یا تولید شده و به طور طبیعی وجود ندارد. به طور گسترده‌ای برای تقلیدهای تولیدی با 'faux' قابل تعویض است، اما 'faux' به طور خاص بر جنبه تقلید تأکید دارد. 'گل‌های مصنوعی واقعی به نظر می‌رسند.'

Everyday. Refers to something made or produced by human beings rather than occurring naturally. It's broadly interchangeable with 'faux' for manufactured imitations, but 'faux' specifically emphasizes the imitation aspect. 'Artificial flowers look real.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000