feculent

fe·cu·lent/ˈfɛkjʊlənt/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more feculentsuperlative (عالی): most feculent

صفت — چرک‌آلود

چرک‌آلودگل‌آلود

حاوی کثافت، گل یا مواد بدبو؛ چرک‌آلود.

Containing dirt, mud, or foul matter; filthy.

«بعد از سیل، رودخانه بوی چرک‌آلود داشت.»

The river had a feculent smell after the flood.

«آب چرک‌آلود غیرقابل شرب است.»

Feculent water is unsafe to drink.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dirtyکثیف

رایج. مترادف کلی برای کثیف یا چرک‌آلود.

Common. General synonym for unclean or filthy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000