در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گرایش به گرسنگی و میل زیاد به خوردن؛ علاقهمند به غذا.
Tending to be hungry and wanting to eat a lot; fond of food.
«توله سگ پس از تمام روز بازی کردن گرسنه به نظر میرسید.»
“The puppy looked feedy after playing all day.”
«او احساس گرسنگی میکرد و هوس میانوعده داشت.»
“She felt feedy and wanted a snack.”