ferments

fer·ments/ˈfɜːrmənts/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): fermentedpast participle (مفعولی): fermented-ing (حال): fermenting3rd (سوم): ferments

فعل — تخمیر می‌کند

تخمیر می‌کندتحریک می‌کند

شخص سوم مفرد زمان حال فعل ferment؛ باعث تخمیر یا تحریک شدن شدن.

Third person singular present of ferment; to cause fermentation or agitation.

«خمیرمایه قندها را به الکل تخمیر می‌کند.»

The yeast ferments the sugars into alcohol.

«سخنرانی او ناآرامی میان جمعیت را تحریک می‌کند.»

His speech ferments unrest among the crowd.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): ferments

اسم — تخمیرکننده‌ها

تخمیرکننده‌هاآنزیم‌های تخمیر

مواد یا آنزیم‌هایی که باعث تخمیر می‌شوند و تغییرات شیمیایی، به ویژه در غذا یا نوشیدنی ایجاد می‌کنند.

Substances that cause fermentation; enzymes or agents that promote chemical changes, especially in food or drink.

«تخمیرکننده‌ها برای تولید پنیر و ماست استفاده می‌شوند.»

Ferments are used to make cheese and yogurt.

«تخمیرکننده‌های طبیعی طعم غذا را بهتر می‌کنند.»

Natural ferments improve food flavor.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000