figment

fig·ment/ˈfɪɡmənt/
noun (اسم)commonplural (جمع): figments

اسم — ساختگی

ساختگیوهم

چیزی ساخته‌شده یا تصور شده، نه واقعی.

Something made up or imagined, not real.

«روح فقط ساخته ذهن او بود.»

The ghost was a figment of her imagination.

«ترس‌هایش کاملاً وهمی بود.»

His fears were pure figments.

تفاوت با واژه‌های مشابه
illusionتوهم

متداول. چیزی که واقعی به نظر می‌رسد اما غلط یا ساخته ذهن است.

Common. Something that appears real but is false or imagined.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000