در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با انگشت لمس کردن یا به چیزی اشاره کردن، اغلب به شکل اتهام یا نشان دادن.
To touch or point with a finger, often accusingly or to indicate something.
«او توسط پلیس به عنوان مجرم نشانه رفت.»
“He was fingered as the culprit by the police.”
«او پارچه را با انگشت لمس کرد تا نرمی آن را حس کند.»
“She fingered the fabric to feel its softness.”
غیررسمی. فقط اشاره کردن با انگشت، نه الزاماً به شکل اتهام.
Informal. Specifically indicating with finger but less accusatory.