fitty

fit·ty/ˈfɪti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): fittiersuperlative (عالی): fittiest

صفت — جذاب

جذابخوش‌قیافه

اصطلاح غیررسمی بریتانیایی به معنی زیبا یا خوش‌ظاهر

Informal British English term meaning attractive or good looking

«او واقعا جذاب است، همه متوجه شدند.»

She's really fitty, everyone noticed.

«آن مرد بسیار خوش‌تیپ است.»

That guy is quite fitty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attractiveجذاب

رایج. اصطلاح استاندارد برای افراد خوش‌ظاهر.

Common. Standard term for good-looking people.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000