flagellation

flag·el·la·tion/ˌflædʒəˈleɪʃən/
flagell-to whip or flog-ationprocess or action
noun (اسم)formal

اسم — شلاق زدن

شلاق زدنتازیانه زدن

عمل شلاق زدن یا تنبیه با تازیانه، اغلب به عنوان مجازات یا نظم مذهبی.

The act of whipping or flogging, often as punishment or religious discipline.

«تازیانه زدن به عنوان نوعی کفاره استفاده می‌شد.»

Flagellation was used as a form of penance.

«راهبان به تمرین تنبیه خود می‌پرداختند.»

The monks practiced self-flagellation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000