flagrante

fla·gran·te/flæˈɡrɑːn·teɪ/
phrase (عبارت)formal

عبارت — بدون شک، در حال ارتکاب جرم

بدون شک، در حال ارتکاب جرم

در حال انجام جرم یا اشتباه؛ درست در هنگام ارتکاب گرفته شده.

In the very act of wrongdoing or crime; caught red-handed.

«او هنگام دزدی با اجناس سرقتی دستگیر شد.»

He was caught in flagrante with stolen goods.

«پلیس آنها را درست هنگام ارتکاب جرم دستگیر کرد.»

The police arrested them flagrante delicto.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000