flincher

flinch·er/ˈflɪn.tʃər/
flinchdraw back suddenly-erone who does
noun (اسم)common

اسم — فراری

فراریعقب‌نشیننده

کسی که ناگهان عقب‌نشینی می‌کند یا به‌طور عصبی و ترس‌آمیز واکنش نشان می‌دهد، به‌ویژه از مواجهه با چیز دشوار یا ناخوشایند پرهیز می‌کند.

A person who withdraws or reacts nervously or fearfully, especially avoiding something difficult or unpleasant.

«فرار نکن؛ با ترس‌هایت روبرو شو.»

Don't be a flincher; face your fears.

«فراری از انجام کار خطرناک اجتناب کرد.»

The flincher avoided the dangerous task.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cowardترسو

رایج. اصطلاحی قوی‌تر که ترس را می‌رساند، فقط در متن‌های بیانگر ترس جایگزین است.

Common. A stronger term implying fearfulness, interchangeable only in contexts implying fear.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000