در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سخت، سرسخت، یا دارای چخماق.
Hard, unyielding, or containing flint.
«سرباز چهرهای سرسخت داشت.»
“The soldier had a flinty expression.”
«سنگهای چخماقدار هنگام ضربه جرقه میزنند.»
“Flinty rocks spark when struck.”
رایج. معنی مشابه با تأکید بر سختی یا استحکام.
Common. Similar meaning emphasizing toughness or firmness.