flint

/flɪnt/
noun (اسم)commonplural (جمع): flints

اسم — چخماق

چخماق

سنگ سختی که هنگام ضربه زدن جرقه می‌دهد.

A hard type of rock that produces sparks when struck.

«او برای روشن کردن آتش از چخماق استفاده کرد.»

He used flint to start the fire.

«چخماق در ابزارهای باستانی به طور گسترده استفاده می‌شد.»

Flint was widely used in ancient tools.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quartzکوارتز

فنی. کانی سخت مشابه ولی شیمیایی متفاوت است؛ همیشه جرقه نمی‌زند.

Technical. Similar hard mineral but chemically different; not always sparking.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000