در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عضوی صاف که حیوانات دریایی مانند فک و لاکپشت برای شنا استفاده میکنند.
A flat limb used by marine animals like seals and turtles for swimming.
«فک با بالههایش به سرعت شنا کرد.»
“The seal used its flippers to swim swiftly.”
«لاکپشتها بالههای قوی برای غواصی دارند.»
“Turtles have strong flippers for diving.”
شبیه است اما fin شامل باله ماهیها هم میشود؛ flipper معمولاً اعضای حیوانات دریایی است.
Similar but fin is a broader term including fish fins; 'flipper' usually refers to marine mammals' limb.
وسیلهای صاف که روی پا گذاشته میشود تا به شنا کمک کند.
A flat device worn on a human's foot to aid swimming.
«او کفش شنا پوشید تا سریعتر شنا کند.»
“He wore flippers to swim faster.”
«کفشهای شنا به مبتدیان کمک میکند راحتتر شنا کنند.»
“Flippers help beginners float easily.”
با حرکت سریع چرخاندن یا پرتاب کردن.
To flip with a quick movement.
«پنکیک را سریع در ماهیتابه چرخاند.»
“He flippered the pancake in the pan.”
«دلفین به سرعت از آب بیرون پرید.»
“The dolphin flippered out of the water.”