flipper

flip·per/ˈflɪpər/
flipto turn over quickly-eragent suffix, one who does
1noun (اسم)commonplural (جمع): flippers

اسم — باله شنا

باله شنادستک

عضوی صاف که حیوانات دریایی مانند فک و لاک‌پشت برای شنا استفاده می‌کنند.

A flat limb used by marine animals like seals and turtles for swimming.

«فک با باله‌هایش به سرعت شنا کرد.»

The seal used its flippers to swim swiftly.

«لاک‌پشت‌ها باله‌های قوی برای غواصی دارند.»

Turtles have strong flippers for diving.

تفاوت با واژه‌های مشابه
finقایق کوچک/باله

شبیه است اما fin شامل باله ماهی‌ها هم می‌شود؛ flipper معمولاً اعضای حیوانات دریایی است.

Similar but fin is a broader term including fish fins; 'flipper' usually refers to marine mammals' limb.

2noun (اسم)commonplural (جمع): flippers

اسم — کفش شنا

کفش شناکفش پره‌ای

وسیله‌ای صاف که روی پا گذاشته می‌شود تا به شنا کمک کند.

A flat device worn on a human's foot to aid swimming.

«او کفش شنا پوشید تا سریع‌تر شنا کند.»

He wore flippers to swim faster.

«کفش‌های شنا به مبتدیان کمک می‌کند راحت‌تر شنا کنند.»

Flippers help beginners float easily.

3verb (فعل)informalpast (گذشته): flipperedpast participle (مفعولی): flippered-ing (حال): flippering3rd (سوم): flippers

فعل — چرخاندن سریع

چرخاندن سریع

با حرکت سریع چرخاندن یا پرتاب کردن.

To flip with a quick movement.

«پنکیک را سریع در ماهی‌تابه چرخاند.»

He flippered the pancake in the pan.

«دلفین به سرعت از آب بیرون پرید.»

The dolphin flippered out of the water.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000