flogged

/flɒgd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): floggedpast participle (مفعولی): flogged-ing (حال): flogging3rd (سوم): flogs

فعل — شلاق زده شد

شلاق زده شدتنبیه شد

گذشته فعل «تنبیه کردن با شلاق»؛ کسی را به عنوان مجازات شدیداً زدن.

Past tense of 'flog'; to beat someone severely as punishment.

«به خاطر نقض قوانین شلاق زده شد.»

He was flogged for breaking the rules.

«زندانی به صورت عمومی شلاق زده شد.»

The prisoner was flogged publicly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whippedشلاق زده شده

رسمی. معنای مشابه ولی بیشتر در متون تاریخی یا رسمی استفاده می‌شود.

Formal. Similar meaning but more common in historical or formal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000