flummoxed

/ˈflʌməkt/
adjective (صفت)informal

صفت — گیج

گیجمبهم

کاملاً گیج یا متحیر؛ سردرگم.

Confused or puzzled completely; bewildered.

«او از سوال سخت کاملاً گیج شد.»

She was flummoxed by the difficult question.

«دستورالعمل‌ها مرا کاملاً سردرگم کرد.»

The instructions left me flummoxed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confusedگیج

.هم‌معنی رایج به معنی نامطمئن یا سردرگم

Common synonym meaning uncertain or perplexed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000