fly a kite

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/flaɪ ə kaɪt/
1phrase (عبارت)common

عبارت — بادبادک هوا کردن

بادبادک هوا کردنبادبادک بازی کردن

بادبادک را با نگه‌داشتن نخ آن در هوا به پرواز درآوردن است.

To make a kite rise and move in the air by holding its string.

«بچه‌ها در پارک بادبادک هوا کردند.»

The children flew a kite in the park.

«ما روی تپهٔ بادخیز بادبادک هوا کردیم.»

We flew a kite on the windy hill.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — ایده را آزمایشی مطرح کردن

ایده را آزمایشی مطرح کردنواکنش‌سنجی کردن

ایده‌ای را برای سنجیدن واکنش مردم مطرح کردن است.

To suggest an idea publicly in order to test people's reaction to it.

«حزب موضوع کاهش مالیات را برای سنجیدن واکنش‌ها مطرح کرد.»

The party flew a kite about lower taxes.

«او پیش از اعلام طرح، ایده‌ای آزمایشی مطرح کرد.»

She flew a kite before announcing the plan.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000